این رو اول از همه بگم که هیچ جامع ای ایده آل نیست و همه جوامع دارای
نواقص و کاستی های مخصوص به خودشون هستند. خوب با این مقدمه برم سر اصل
مطلب. یک سئوالی که وجود داره اینه که پیشرفت کاری و شغلی در هر جامعه ای
بر چه اصولی واقع است. برداشت من از جامعه آمریکا در این مدت این بوده که
مهمترین عاملی که باعث پیشرفت کاری شما میشه میزان کارایی و فعالیتی است
که شما از خودتوت نشون میدید. این به این معنیه که اگه شما نیروی کاری
باشید که وظایف خودش رو به نحو احسن انجام میده و در مقایسه با سایرین از
کارایی بالاتری برخوردار باشید. شما در کارتون پیشرفت می کنید. البته این
پیشرفت به خاطر این نیست که رییس شما آدم خوبیه بلکه به این خاطره که وقتی
شما کارایی بالاتری به نسبت بقیه دارید بهتره این کارایی رو در سطح شغلی
بالاتری از خودتون نشون بدید که باعث پیشرفت اون شرکت بشید. یعنی شرکت با
انگیزه بالا بردن کارایی خودش برای تلاشهایی که شما انجام می دهید ارزش
قائل است. از طرف دیگه اگه شما نیروی کاری باشید که کارفرمای شما از شما
راضی نباشد. به راحتی شما رو اخراج میکنه. دقت کنید که در آمریکا تنها
شغلی که امنیت شغلی اش تضمین شده است. استاد دانشگاهه. یعنی اگه شما استاد
دانشگاهی بودید و بعد از پنج سال کارکردن دانشگاه از عملکرد شما راضی بود.
قرارداد شما دائمی میشه و هیچ کسی نمیتونه شما رو اخراج کنه.اما در مورد
سایر مشاغل امکان اینکه هر روز اخراج بشید هست. دلیل اینکه چرا نظام
ارزشگذاری در بازار کار آمریکا به این گونه است قدرت بخش خصوصی و رقابتی
بودن اقتصاد آمریکاست.(آمریکا رقابتی ترین اقتصاد دنیا رو داره)
یقینا اشکالاتی هم در واقعیت اجرای این نظام ارزشگذاری وجود داره ولی نکته مهم اینه که فضای غالب در بازار کار آمریکا مبتنی بر کارایی نیروی کار است.
حالا بر گردیم به ایران در مقام حرف از هر مدیری در مورد نظام ارزشگذاری بپرسید پاسخ میده که بله بایستی بر اساس کارایی و تلاش نیروی کار باشه! اما اونچه که در واقعیت وجود داره کاملا با این ادعا مغایره. ارتفای شغلی در ایران به عوامل متعددی وابسته است : 1- پارتی بازی و استفاده از روابط به جای ضوابط 2- استفاده از ابزار دین: شما اگه در یک جمعی باشید و به شما بگویند که هر چی بیشتر بخندی پول بیشتری نصیبت میشه کاری که شما می کنی اینه که سعی می کنی که هر چی بیشتر بخندی حتی اگه آدم عبوسی هم باشی تظاهر به خنده می کنی تا بتونی پول بیشتری به جیب بزنی. حالا این شده داستان جامعه ما شما هرچی بیشتر تظاهر به دین داری کنی و خودت رو متدین تر نشون بدی (البته با هدف سوء استفاده از این تظاهر) پیشرفتت بیشتره. هر وقت هم که کاری که دستت بود رو خراب کردی باز هم میتونی با همین ابزار و قایم شدن در قلعه دین خودت رو از جمیع بلیات حفظ کنی! نمونه بارزش همین و ز ی ر پیشنهادی و ز ار ت ک ش و ر ه به این آقا میگن که دکترایی رو که ادعایش رو می کنی ق ل اب یه و مدرکت ج ع ل ی ه. جوابی که داده میشه اینه که خانم ایشون با پوشیه رفت و آمد می کنند و خانواده ایشون نماز صبح رو به اقتدا می خوانند! خب با این ادعا مخالفان ایشون کاملا هاچ مز میشوند و ایشون قبای صدارت رو بر تن می کنند. فردای روزگار هم هر خراب کاری که در کارشون (ان ت خ ا ب ات) بکنند در دفاع از خودشون یک نشانه دیگری از دینداریشون می آورند و قضیه ختم به خیر میشه. محمدیاش صلوات بفرستند!
البته باید بگم مدیرانی هم هستند که بر اساس شایستگیهاشون پیشرفت کرده اند ولی اونچه که بطور غالب در نظام اداری ما وجود داره به این شکل نیست.
پ ن: این قضیه م د ر ك * ج ع لی ک ر د ا ن و عدم برخورد با اون تا به امروز برای من خیلی سنگین بوده و هست. بقول معروف توی گلوم گیر کرده بود که بالاخره خودش رو توی این پست نشون داد
یقینا اشکالاتی هم در واقعیت اجرای این نظام ارزشگذاری وجود داره ولی نکته مهم اینه که فضای غالب در بازار کار آمریکا مبتنی بر کارایی نیروی کار است.
حالا بر گردیم به ایران در مقام حرف از هر مدیری در مورد نظام ارزشگذاری بپرسید پاسخ میده که بله بایستی بر اساس کارایی و تلاش نیروی کار باشه! اما اونچه که در واقعیت وجود داره کاملا با این ادعا مغایره. ارتفای شغلی در ایران به عوامل متعددی وابسته است : 1- پارتی بازی و استفاده از روابط به جای ضوابط 2- استفاده از ابزار دین: شما اگه در یک جمعی باشید و به شما بگویند که هر چی بیشتر بخندی پول بیشتری نصیبت میشه کاری که شما می کنی اینه که سعی می کنی که هر چی بیشتر بخندی حتی اگه آدم عبوسی هم باشی تظاهر به خنده می کنی تا بتونی پول بیشتری به جیب بزنی. حالا این شده داستان جامعه ما شما هرچی بیشتر تظاهر به دین داری کنی و خودت رو متدین تر نشون بدی (البته با هدف سوء استفاده از این تظاهر) پیشرفتت بیشتره. هر وقت هم که کاری که دستت بود رو خراب کردی باز هم میتونی با همین ابزار و قایم شدن در قلعه دین خودت رو از جمیع بلیات حفظ کنی! نمونه بارزش همین و ز ی ر پیشنهادی و ز ار ت ک ش و ر ه به این آقا میگن که دکترایی رو که ادعایش رو می کنی ق ل اب یه و مدرکت ج ع ل ی ه. جوابی که داده میشه اینه که خانم ایشون با پوشیه رفت و آمد می کنند و خانواده ایشون نماز صبح رو به اقتدا می خوانند! خب با این ادعا مخالفان ایشون کاملا هاچ مز میشوند و ایشون قبای صدارت رو بر تن می کنند. فردای روزگار هم هر خراب کاری که در کارشون (ان ت خ ا ب ات) بکنند در دفاع از خودشون یک نشانه دیگری از دینداریشون می آورند و قضیه ختم به خیر میشه. محمدیاش صلوات بفرستند!
البته باید بگم مدیرانی هم هستند که بر اساس شایستگیهاشون پیشرفت کرده اند ولی اونچه که بطور غالب در نظام اداری ما وجود داره به این شکل نیست.
پ ن: این قضیه م د ر ك * ج ع لی ک ر د ا ن و عدم برخورد با اون تا به امروز برای من خیلی سنگین بوده و هست. بقول معروف توی گلوم گیر کرده بود که بالاخره خودش رو توی این پست نشون داد
+ نوشته شده توسط سید احسان قطبی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت
19:6 |

