تبليغاتX
دستنوشته های من از زندگی
دیشب میهمان یکی از دوستان بودیم و ایشون اطلاعات جالبی در مورد رییس بانک مرکزی آمریکا دادند که احساس کردم در این شرایطی که بانکهای آمریکا دچار بحران شده‌اند دونستن اون باید جالب باشه. روی همین احساس یک بررسی مختصری در مورد سیستم بانک مرکزی آمریکا انجام دادم که این پست ماحصل این بررسی است.
بانک مرکزی در آمریکا اصطلاحا Federal Reserve نام داره که تاریخچه تاسیس اون به سال 1913 بر می گرده. این بانک از هفت بانک مرکزی ناحیه ای تشکیل شده که این هفت بانک مرکزی در شهرهای اصلی آمریکا قرار دارند و هر کدوم مسئول بخشی از آمریکا رو دارند. بانک مرکزی اصلی شامل هفت عضو است که توسط رییس جمهور انتخاب میشوند و بایستی به تایید کنگره برسند. دوره خدمتشون 14 ساله و از میان این هفت نفر رییس جمهور یک نفر رو به عنوان رییس بانک (chairman) انتخاب می کنه که اون هم باید به تایید کنگره برسه. دوره ریاست بانک مرکزی 4 ساله است که معمولا دوباره همون فرد به عنوان رییس انتخاب میشه. همین الان میتونید استقلال بانک مرکزی رو از دولت مرکزی  مشاهده کنید. اولا که دوره انتخاب این هیئت رییسه 14 ساله است و دوره ریاست جمهوری حداکثر 8 ساله است. یعنی به عمر یک رییس جمهور شاید قد نده که این اعضا رو تغییر بده. ثانیا اگر از لحاظ زمانی هم امکان تغییر وجود داشته باشه این تغییر بایستی به تایید کنگره برسه. تمامی این ساز و کارها بدین منظوره که استقلال بانک مرکزی از دولتها حفظ بشه و دولتها نتوانند که با تحت فشار قرار دادن بانک مرکزی سیاستهای پولی مورد نظر خود را اعمال کنند.
حالا ببینیم که رییس این فدرال رزرو آمریکا چه کسی است؟
آقای Ben Bernanke  در سمت رییس بانک مرکزی آمریکا قرار دارد. ایشون متولد 1953 بوده و فارغ التحصیل رشته اقتصاد دانشگاه MIT است. جالبه بدونید که این آقای برنانکه یهودیه. حالا یک نگاهی هم به رییس فعلی بانک مرکزی اسراییل بیندازیم. آقای فیشر در این سمت مشغول بکاره. ایشون متولد 1943 میلادی و طبیعتا یهودی هم هست. نکته جالب ارتباطی است که بین آقای برنانکه و فیشر وجود داره. آقای فیشر استاد راهنمای برنانکه در مقطع دکتری در دانشگاه ام آی تی بوده است. تصور کنید که بزرگترین سیاستگذار پولی آمریکا و اسراییل دو تا یهودی هستند که رابطه شاگرد و استادی داشتند. با توجه به بحرانهای مالی اخیر که دست به گریبان اقتصاد آمریکا شده است. باید دید که آیا این دو یهودی خواهند توانست که آمریکا را از این بحران خارج سازند.
١- Ben Bernanke در ويكي پديا
٢- Stanly Fisher در ويكي پديا
٣- حدس مي‌زديد اين قضيه كردان به كجا ختم بشه و به چه نحوي اين قضيه رو حل و فصل نمايند. هر حدسي كه زديد مي‌تونيد با اين خوندن اين بيانيه حدستون رو مقايسه كنيد. حد و اندازه‌اي رو كه براي افكار عمومي قائل هستند رو مي‌تونيد در اين بيانيه ببينيد. متهم اين پرونده الان خودش در مقام شاكي و مظلوم واقع شده!
+ نوشته شده توسط سید احسان قطبی در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 19:24 |
1-شنبه هفته قبل برای افطار منزل یکی از دوستان ایرانی که سالیانی است در آمریکا زندگی می کنند دعوت بودیم. ساعت افطار 7/25 بود و ما ساعت 7 دم در بودیم. تصور می کردیم چونکه میهمانی در ماه رمضان برگزار شده میهمانان بایستی ایرانی باشند ولی به محض ورود متوجه شدیم که سه تا خانواده غیر ایرانی هم جزو مدعوین هستند. کاشف به عمل اومد که یکی از خانمهای حاضر در مجلس مدیر عامل شرکتی است که همسر دوست ما در اون شرکت کار میکنه و دو تا خانواده دیگه هم دو تا برادر هستند که هر دو برادر در همون شرکت مشغول هستند. هر دو برادر اصلیتشون فلسصینی بود ولی ساکن اردن بودند و سالیان سال بود که به آمریکا مهاجرت کرده بودند و همسرانشون هم آمریکایی بودند. برادر بزرگتر در حدود 44 سال سن داشت و بقول خودش نصف عمرش رو در اردن زندگی کرده بود و بقیه ایام رو هم در آمریکا. سه تا دختر داشت که هر سه تاشون در تیپ و قیافه آمریکایی بودند. برادر بزرگتر آدم خوش مشربی بود و دوست داشت که با ما ارتباط برقرار کنه. اسم من رو پرسید و ادامه داد که آیا معنی اسمت رو می دونی؟ گفتم که معنیش در انگلیسی میشه charity (نیکوکاری) بعد ادامه داد که غیر از این معنی که گفتی اسمت یک مفهوم دیگری هم داره و اون اینه که احسان بالانرین درجه ای است که یک انسان میتونه به اون برسه و اون مقامی است که در اون خدایی رو که می پرسته می بینه مانند مقامی که محمد (ص) به اون رسید و یا علی (ع) اون رو درک کرده. من از اینکه یک چنین اعتقادی به علی (ع) داره متعجب شده بودم و تعجبم وقتی بیشتر شد که این برادر عربمون در ادامه صحبتهایش به نقل قولی از حضرت علی اشاره کرد که " من خدایی رو که نبینم نمی پرستم"
موقع خداحافظی صحبت از سحری خوردن شد و ما متوجه شدیم که دو تا دختر بزرگ این آقا روزه می گیرند و نماز هم می خونند. چیزی که اصلا فکرش رو هم نمی کردیم. شما تصور کنید که مادر این دخترها آمریکاییه و اونها در جامعه آمریکا زندگی می کنند ولی با این حال نماز می خونند و روزه می گیرند.
2- سرعت انتقال اطلاعات در عصر حاضر: این چند روز یک اتفاقی افتاد که بنده با گوشت و پوستم سرعت انتقال اطلاعات رو چشیدم. چهار روز پیش من و زینب داشتیم در مورد مرباهایی که مخصوص تبریزیهاست صحبت می کردیم و به اینجا رسیدیم که یکی از این موارد مربایی است بنام گل و اینکه گل محمدی مربوط به این مربا بایستی از بازار تبریز تهیه شود تا مربا از کیفیت لازم برخوردار باشه. طی روزهای بعد این صحبت با مادر خانم من مطرح میشه و ایشون هم با یکی از بستگانشون در این مورد صحبت می کنند. اون بنده خدا هم با دخترش در میون میگذاره و این خانم به پسرش که به سبب زندگی نامزدش در مراغه به تبریز هم رفت و آمد داره ماموریت میده که مقادیر معتنابهی گل از بازار تبریز بخره. داستان به اینجا ختم می شه که دیروز این گلها به دست مادر خانم ما رسید. یعنی ظرف سه روز از مطرح شدن یک موضوع به چنیم نقطه ای می رسیم. جدای از اینکه ما اصلا درخواستی مبنی بر تهیه این گلها رو نکرده بودیم و این محبت این عزیزان رو نشون میده که به ما لطف داشتند و زحمت تهیه اونرو کشیدند. سرعت انتقال اطلاعات برای من شگفت آور بود. که یک حرفی اینور دنیا توی یکی از شهرهای آمریکا زده میشه و این حرف بعد از گذر از تهران و تبریز و مراغه ظرف سه روز به مقصود میرسه!
+ نوشته شده توسط سید احسان قطبی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 21:7 |