تبليغاتX
دستنوشته های من از زندگی
عادت غذايي كه من به شخصه دارم. اينجوريه كه خيلي توجهي نسبت به اينكه چي‌ مي‌خورم ندارم (البته سعي مي‌كنم كه فست فود كمتر بخورم) اما اين ايام به يك موردي برخورد كردم كه باعث شد حداقل كمي توجهم نسبت به اونچه كه مي‌خورم بیشتر باشه. من يك دوست قديمي دارم كه مدتهاي زيادي از درد معده رنج مي‌برد و توي ايران كه دكتر مي‌رفته ظاهرا تشخيص خاصي نمي‌دادند. اما اينجا كه اومده پيگير ماجرا مي شه و با آزمایش متوجه می شه که علت این درد معده بیماری سلیاک (Celiac) است. این بیماری ظاهرا یک بیماری ارثیه و از همون بدو تولد فرد رو درگیر می کنه. همه داستان هم بر می گرده به واکنش بدن به یک نوع پروتئین بنام گلوتن  (Gluten) که در گندم و نشاسته و فرآورده ای اونها وجود داره. کسی که بیماری سلیاک داره وقتی این پروتئین وارد بدنش میشه سیستم دفاعی بدن اون رو مضر تشخیص می ده و به اون حمله می کنه تا اون رو از بین ببره. نکته بد ماجرا اینجاست که حمله سیستم دفاعی بدن در حقیقت به یک دشمن غیر واقعی صورت میگیره و اثر جانبی این حمله آسیب دیدن سیستم گوارشی بدن از جمله روده است. در حقیقت شما با خوردن نون معمولی باعث میشید که بدن خودتون به سلولهای سیستم گوارشی و علی الخصوص روده آسیب بزنه. که این عمل در بلند مدت باعث ایجاد آسیبهای جبران ناپذیر به روده میشه. اگه در مورد راه درمانش بپرسید باید بگم که این بیماری درمانی نداره و تنها راهش اینه که تا آخر عمرتون موادیکه گلوتن دارند رو نباید مصرف کنید. در نگاه اول شاید ساده باشه ولی وقتی بفهمید که نمیتونید نون بخورید اونوقت شدت قضیه معلوم میشه. نکته دیگه این بیماری اینه که حتی ورود 10 میلی گرم از گلوتن به بدن باعث فعال شدن سیستم دفاعی بدن میشه. همین نکته باعث میشه که شما حتی نتونی غذایت رو در کنار غذای یک فرد عادی توی یک ماهیتابه سرخ کنی چونکه ممکنه توی غذای اون گلوتن وجود داشته باشه و در تماس وارد غذای شما بشه.

این دوستم مجبوره که نون مورد نیازش رو خودش بپزه! و از گندم Gluten Free استفاده کنه و محتویات هر ماده غذایی رو که می خره چک کنه تا مطمئن بشه که از گلوتن در اونها استفاده نشده باشه. با وجود این موارد وقتی بهش میگم که رعایت این عادت غذایی خیلی سخت باید باشه در جوابم میگه که درسته که سخت بنظر می آد ولی باعث میشه که به اون غذایی که می خورم توجه بیشتری داشته باشم وحواسم باشه که غذایم چی هست و چی دارم می خورم!  اینجاست که من حق رو بهش می دم و من هم سعی می کنم توجه بیشتری به خوراکم داشته باشم. لااقل حواسم باشه که این غذایی که می خورم از اول تا به انتها چه داستان طولانی رو طی میکنه.

پ ن-1: با عرض معذرت از پزشکان محترمی که این مطالب رو می خونن به خصوص یلدا خانم و فریبا خانم! چونکه رسما وارد حیطه پزشکی شده ام. اگه اشتباهی هم در مطالب هست خوشحال میشم که تصحیحش کنند.

+ نوشته شده توسط سید احسان قطبی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 19:28 |
چونكه اينجا درگيريم با بحث زبان بيشتر از ايرانه طبيعتا باعث ميشه كه بعضي مواقع به تفاوتهاي زباني فكر كنم. ببينيد توي زبان شيرين فارسي براي ضمير منفصل دوم شخص مفرد هم ميشه از تو استفاده كرد و هم ميشه از شما. كاربردشون هم معمولا اينجوريه كه براي احترام بيشتر از شما استفاده ميشه. تا اونجايي كه اگه توي يك مشاجره لفظي بين دو نفر يكيشون برگرده به اون يكي بگه كه تو فلان كار رو كردي طرف مقابل در مقام عكس العمل برمي‌آد و ميگه كه اولا تو نه شما! این دوگانگی در مورد ضمیر سوم شخص هم وجود داره- منظورم استفاده از ضمایر او و ایشانه. اما توی زبان انگلیسی تنها یک ضمیر you  برای مخاطب وجود داره. این ضمیر you برای عالی ترین شخصیت ها و مردم عادی به یک گونه استفاده میشه و از این جهت تفاوتی وجود نداره. اون اوایل که اینجا اومده بودیم در تعامل با آدمهای مختلف دچار تناقض شده بودم. وقتی با استادم صحبت می کردیم در مکالماتم بنا بر عادتی که داشتم می خواستم از ضمیر شما استفاده کنم ولی جانشینی برای این کلمه توی انگلیسی پیدا نمی کردم و با یک مکثی از ضمیر you استفاده می کردم. یک نکته جالب ديگه‌اي که وجود داره اینه که شما وقتی با یک شخصی رو در رو مشغول صحبت هستید از ضمیر شما استفاده می کنید ولی وقتی می خواهید از او در یک جایی نامی ببرید ممکنه دیگه از ضمیر ایشان استفاده نکنید و همون ضمیر او رو بکار ببرید مثلا بگید که " اون گفت" به جای ایشان "گفتند" معنی این داستان اینه که گفتار ما در مقابل افراد با اونچه که در غیاب اونها می گوييم متفاوت خواهد بود و به نظرم این قضیه میتونه به یک گونه دو رویی و تظاهر بینجامه که در گفتار ما ايرانيها به صورت عادت در بیاد. از این جهت زبان انگلیسی این داستان رو نداره. البته همه تقصیر رو به گردن زبان فارسی نباید انداخت. چرا که شما میتونی یه یک گونه در محاورات روزانه صحبت کنی ولی باید توجه داشت که زبان فارسی این ابزار و قابلیت رو میده که گفتار تظاهر گونه ای در ما شکل بگیره. بگذاريد يك نكته جالب هم در مورد آهنگ زبان فارسي براتون بگم. نميدونم تا حالا مكالمه دو نفر چيني زبان رو شنيديد يا نه شما اگه زبان چيني هم ندونيد حسي كه از شنيدن اون اصوات به شما دست ميده اصلا خوشايند نيست. همين داستان در مورد زبانهاي ژاپني، كره‌اي، مالزيايي و آلماني وجود داره. دقت كنيد كه اين فقط نظر من و يابچه‌هاي ايراني نيست بلكه دوستان آمريكايي هم كه ما باهاشون ارتباط داريم يك چنين نظري دارند. جمعه‌اي كه گذشت در منزل ماير با يكي چند تا از دوستان ايراني مشغول صحبت بوديم كه يكي از اين دانشجويان آمريكايي اومد كنار ما نشست. ما به شرط ادب خواستيم كه به زبان انگليسي صحبت رو ادامه بديم كه اون گفت دلش مي خواد به آهنگ زبان ما گوش بده. چند دقيقه‌اي گذشت و اون ادامه داد كهپ " هيچ مي‌دونيد آهنگ زبانتون دلنشينه، در حاليكه زبانهاي چيني، كره‌اي و آلماني بسيار گوشخراش و ناراحت كننده‌اند." براي خود ما كه خيلي جالب بود كه آهنگ زبان فارسيمون به نظر يك نفر كه زبون ما رو نميدونه خيلي شيرين و دلنشين مياد در حاليكه يك چنين حس خوبي نسبت به خيلي از زبانها وجود نداره.

پ‌ن١: من به شخصه از زبان شناسي چيزي نمي‌دونم و اين نقدي كه در ابتدا به زبان فارسي وارد كردم ما حصل يك نظري بود كه به ذهنم اومد و شايد جوابهاي خوبي در مورد پاسخ به اون وجود داشته باشه. بنابر اين هيچگونه برداشت ضد فرهنگي از اون نكنيد.
پ‌ن٢: يك مثلي در مورد آهنگ زبان چيني وجود داره كه صداي حرف زدن اونها شبيه اينه كه چند تا بچه گربه رو توي يك كيسه بكنيم و در كيسه رو ببنديم. صدايي كه از درون اين كيسه بيرون مياد بسيار شبيه به زبان چيني‌ است.
پ‌ن٣: ديشب اولين برف جدي، شهر رو سفيد پوش كرد. صبح قبل از طلوع آفتاب چهره شهر بسيار ديدني شده بود.
+ نوشته شده توسط سید احسان قطبی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 7:16 |